|
چرت و پرت |
_ _ _ _ _
ـخفه شو!!!
ـ چهار کلمه دیگه مونده...
ـتموم شد
دوم شخص شیطون: افیش!!!!
خیال همه راحت شد!
چقدر همه از دست این اول شخص دروغگویی که آمارهای ما رو خراب می کنه حرص بخوریم!
راستش ما از اول هم موافق آزادی بودیم اما کارهایی با اجازمون انجام شد که راضی نبودیم!اصلا نمونش همین هجده کلمه ای که اجازه دادیم اول شخص مفرد حرف بزنه(یا اون نود ثانیه) به نظر من یه وبلاگ بدون آزادی نمی تونه پابرجا بمونه!می بینید هم که انتخابات تموم شده و حرفای من اصلا تبلیغاتی نیست!! هر کاری هم دلم بخواد باهاتون می کنم !جونتون بالا بیاد دندتون نرم!!!!اما مسئله ی مهم پیروزی این وبلاگ هست نه ژیروزی شخص من که البته اونم خیلی مهمه!!!!!!!!!!!!!!
و البته چیزای دیگه ای که نگفتم در مورد سایر کاندیداها! بگم؟ بگم؟
و البته چون خیلی عادلم و شدیدا موافق آزادی بیان و قلم اجازه می دم جناب اول شخص مفرد که بهش علّاقه دارم کمی دیگه حرف بزنهراستی سوم شخص هم که همیشه غایبه و حضور نداشتنش تو صحنه تقصیر ما نیست
: ژس یه رای خودم که به خودم دادم چی شد؟
حرف من از اول هم چیز بود!
ببخشید که در این آزادی بیانی که جناب چیز می فرمایند از کلمه ی چیز استفاده کنم
اصلا واقعیت اینه که چیز اومد چیز ما رو چیز کرد! اصلا اگه همین چیز هم نبود ما نمی تونستیم دو کلمه حرف بزنیم
ما از چیز متشکریم
دوستان عزیز وبلاگ خوان لطفا چیز کنید! وگرنه ما رو چیز می کنن!
ـآفرین بر این اول شخص !
ما عاشق شماییم!
ما روی پیشانی و کف دستان شما چیز های خوبی می بینیم !!!!لطفا برای هر گونه کف بینی و فال به ما مراجعه کنید!
فال قهوه ورق طاروت(نمی دونم با چه طه ای هست) چای نخود و...
_ _ _ _ _
امروز در تاریخ ۱۸/۴/۸۸ اعلام می داریم تا امشب فرصت دارید در بین کاندیداهای ریاست ولاگی یکی را انتخاب کنید!
کاندیدای شماره یک: اول شخص مفرد
کاندید شماره دو : دوم شخص مفرد شیطون
کاندیدای سوم: سوم شخص مفرد همیشه غایب
لطفا همراه با نوشتن اسم کامل متقاضیان کد صحیح آنان را نیز وارد کنید!!!!!!!!!!!!
اول شخص مرد سوم شخصم مرد...
حالا فقط موندی یه دوم شخص تنها که دیگه شیطونم نیست...
دیگه هیچی نیست...
دیگه حتی قول دادی عجول هم نباشی هر چند زیاد بهت امیدوار نیستم!
شبا خوابای خوب می بینی...
خواب ماهی...
خواب کلاغایی که تو یه شهر دور رو کوهها اولدوز رو خوشحال می کنن...
خواب...
کاش یکی هم منو ومی برد تو اون شهر دور تا منم خوشحال باشم!
اما شبا خوابت نمی بره!
شایدم با چشمای باز می خوابی!
ولی عیبی نداره!
در عوض حالا انگار آزادی!
انگار بالاتو بهت پس دادن اما نمی تونی بپری!
آقا کلاغه می دونه که اگه نپره تا شیش روزه دیگه می میره!
من شیش روز وقت دارم پروازو یاد بگیرم!
تنهایی خیلی چیزا به آدم یاد می ده!
شاید تونستی پروازو یاد بگیری!
...
تو رو خدا بپر!!!!!!!!!!!!
***اول از همه این پرانتز ها دوم شخص مفرد شیطونه که در من حلول کرده***
امروز شیطونه رفت تو جلدم و بهم دستور.. که نه...! ازم خواهش کرد بیام و این وبلاگ رو درست کنم و هر جور راحتم هر چی دلم خواست بنویسم(ما یه غلطی کردیم تو چرا جدی گرفتی؟) اما نمی دونم چرا خودش هم نوشته هاشو دولپی قورت داد
البته کسای زیادی مقصر هستن (الهی بمیرم واست) ![]()
از جمله نجمه که انگار اولین بار شیطون از جسم اون بر من ظاهر شد و ما رو مهمون کرد ذرت مکزیکی وگرنه ما که اهل این قرتی بازیا نبودیم(آره جون خودت)![]()
دوم خانم دکتر نگار بود(خود خانم دکتر می فهمه چی میگه این) که یادم انداخت کوپن روغن اعلام شده (از یادآوری مهشید هم ممنون)به قول خودش رووغن خوبو!
خلاصه منم که عشق گول خوردن و این حرفا (- قربون تو که روی هیچ کسو زمین نمی اندازی)
-می دونم خودم!حالا بذار این سعه ی صدرم جای خودش باشه
ببینید اینجا هم دست از سر من بر نمی داره![]()
تازه یه سوم شخص هم دارم که خیلی خجالتیه اصلا هم دانای کل نیست فقط چرت و پرت می گه می بینید که یه موضوع وبلاگ بر عهده اش بوده ...
در ضمن به هیچ حزب و گروهی هم وابسته نیست بر عکس دوم شخص مفرد شیطون که حسابی سیاسیه و به هزار تا حزب وابسته است(البته هنوز به کسی چیزی نگفتم ! دیروز از حزب آزادی بیرونم کردن مجبور شدم به حزب زندانیان دربند بپیوندم!تا حالا دربند رفتید؟... خیلی با صفاست)
خلاصه تریپ ما هم اینه ...![]()
اما خداییش سوم شخص مفرد از هر دوتای ما زرنگ تر بوده و کلی پودر ماشین لباس شویی احتکار کرده حالا هم داره وسایلاشو جمع می کنه بره سوییس(بابااااااااا! دست ما رو هم از پشت بستی)
اگه می شد چی می شد...
آخرش هم:لیلا ببخش منو دوست آرامش طلب من
تقصیر شیطون بود من هیچ کاره هستم